+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 8:2  توسط امیر بلوکی
|
پلکی بزن! شکفتن خورشید خانه کو ؟
تقریر کن! ادامه ی مشق شبانه کو ؟
باران تویی ، بهانه تویی ، من درخت لال
تا برگ برگ از تو بگویم ، بهانه کو ؟
حسی غریب ، حال مرا زیر و رو نکرد
بر گونه ام ، نم نم خیس ترانه کو ؟
من – موج گمشده – که به ساحل نمیرسم
بر پا می ایستم ، که ببینم کرانه کو ؟
این چشم ها ، دلیل دو مصرع برای عشق
دیگر نپرس: پس غزل عاشقانه کو ؟
دیشب سکوت خانه پر از پرسش تو بود
می گفت و می شنید که: خورشید خانه کو ؟
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 22:27  توسط امیر بلوکی
|